|
ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد. بگذار که شیطنت عشق ، چشمان تو رو بر عریانی خویش بگشاید و کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن. با تمام وجود گناه کردم ودرتکرار آن اصرار !اما! نه نعمتش رااز من گرفت نه گناهانم را فاش کرد. اگر اطاعتش را کنم چه کند؟ ![]() لحظات را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم غافل از اينكه لحظات همان خوشبختي اند. ![]()
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری
تو را دوست نمی دارد کسی که تو را دوست دارد
تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری
و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است. ![]() خدایا اگر روزي بشر گردي ز حال ما خبر گردي پشيمان مي شوي از قصه خلقت از اين بودن از اين بدعت خدایا نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه زجري مي کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ![]() ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم. ![]() انسانها ازنگاه دکتر شریعتی: 1ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند. عمده آدمها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم ميشوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند. 2ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند. مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويتشان را به ازای چيزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصيتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآيند. مرده و زندهشان يکی است. 3ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند. آدمهای معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم. 4ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند. شگفتانگيزترين آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته درک ميکنيم، باز ميشناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگيريم قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود. سکوت میکنيم و غرقه در حضور آنان مست میشويم و درست در زماني که میروند يادمان میآيد که چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!! چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم، آسایش و خوشبختی بخشیده است !!! مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .
نیاز نیست جز به نفهمیدن ! ![]() خدایا تقدیر مرا خیر بنویس آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم .
خدايا چگونه زيستن را به من بياموز . چگونه مردن را خود خواهم آموخت . ![]() چه بسيار دلهايی که می پرستند و نیکی می ورزند . و پرستش و تقوی و نيکی نيز در آنها زشت وآلوده وپلید است . و چه دلها که عشق می ورزند و گناه می کنند . و خطا و هوس و گناه نيز در آنها زیبا وپاک وزلال است . ![]() خدايا به کسانی که دوست ميداری بياموز که عشق اززندگی برتر است.. که دوست داشتن از عشق برتر است.. ![]() بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را بر عرياني خويش بگشايد هر چند آنچه معني جز رنج و پريشاني نباشد اما كوري را هرگز بخاطر آرامش تحمل مكن و گناه ! اما اگرگناه نباشد طاعت را چگونه می توانی بدست آوری چه انسان تنها فرشته اي است كه دستش به خون آغشته است . ![]() نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را ... ![]() - هر چیزی را نفهمیده انکار کردن، رویه ی دیگر همان تعصبی است که در عوام سراغ داریم که خیلی چیزها را نفهمیده، باور دارند. - هیچگاه تنهایی و کتاب و قلم، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا، کسی از من نخواهد گرفت. دیگر چه میخواهم؟ آزادی چهارمین بود، که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند. - امروز حتی به معلم کودکستان، به مادر یک بچه ی سه چهار ساله میگویند به بچه فتوی مده! امر و نهی مکن، تشریح کن، استدلال کن، آگاه کن، بگذار سوال کند، انتقاد کند، علت هر امر یا نهی را خود درک کند، مگو که چون من پدرت هستم، مادرت هستم، معلمات هستم، بزرگ ترت هستم میگویم، بشنو، عمل کن، فضولی موقوف! - تکرار و تقلید و ترجمه؛ از این سه تای منفور همیشه بیزارم. - اسلام منطقی تر و جدی تر از آن است که به آن چه در زندگی بی ثمر است و بر روی اذهان بی اثر، در آخرت پاداش دهد، و عملی که نه برای خلق خدمتی باشد و نه برای خود اصلاحی، ثواب داشته باشد. - اگر تنهاترین تنها شوم، باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرینها بی ثمر است.اگر تمامی گرگ ها هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد، تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی. ای پناه ابدی! تو میتوانی جانشین همه بی پناهیها شوی. - مرگی که ضرری برای هیچ کس نداشته باشد، بی ارزش ترین مرگ هاست. - چه گران بهایند انسان هایی كه بزرگواری ها و عظمتهای خوب و دوست داشتنی و زیباییهایی لطیف و قیمتی انسانی را دارند و خود از آن آگاه نیستند. این از آن مقوله نفهمیدنهایی است كه به روح، ارجمندی متعالی و عزیزی می بخشد. - با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش. - وقتی در صحنهی حق و باطل نیستی هر کجا خواهی باش چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است. - برای كوبیدن یک حقیقت، خوب با آن حمله مكن، بد از آن دفاع كن. - من در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن، سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن، حق کسانی که نمیدوند. - او (امام علی) حاكمی بود كه بر پهنههای بزرگی در آفريقا حكم میراند، اما زندان سياسی نداشت. حتی يک زندانی سياسی و قتل سياسی. و طلحه و زبير قدرتمندترين شخصیتهای بانفوذ و خطرناكی كه در رژيم او توطئه كرده بودند هنگامی كه آمدند و بر خروج از قلمرو حكومتاش اجازه خواستند و میدانست كه به يك توطئهی خطرناک میروند، اما اجازه داد. زيرا نمیخواست اين سنت را برای قداره بندان و قلدران به جای گذارد كه به خاطر سياست، آزادی انسان را پامال كنند. - در زندگی طوری باش که: آنانکه خدا را نمیشناسند، تو را که میشناسند، خدا را بشناسند. - مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد. - من رقص دختران هندو را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آن ها از روی عشق و علاقه میرقصند، ولی پدر و مادرم از روی عادت و ترس نماز میخوانند. - امام حسین، بزرگترین شکست خورده ی پیروز تاریخ بشر است. - روشنفکر، پیامبر زمان خویش است. کار روشنفکر ادامه ی کار ابراهیم، زرتشت، موسی، عیسی، محمد، علی و حسین است. - می خواهم بگویم: فقر، همه جا سر می كشد فقر، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست فقر، چیزی را " نداشتن " است ولی آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست ....... فقر، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفته ی یك كتاب فروشی می نشیند ...... فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد می كند ...... فقر، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ..... فقر، پوست موزی است كه از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود ..... فقر، همه جا سر می كشد ........ فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست فقر ، روز را " بی اندیشه " سر كردن است دکتر علی شریعتی: نمی دانم!چه می دانی که انسان بودن وماندن چه دشوار است .چه زجری می کشد انکس که انسان است واز احساس سرشار است. ![]() - برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر این باورند که با داشتن خداوند یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت. ![]() -زندگی هنر نقاشی بدون پاک کن است طوری زندگی کن حسرت داشتن پاک کن را نخوری. -مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور خورشید نسوزد. ![]() -بنظر شما از میان شهر وشهروند کدام یک مهم تر است؟ ....شهروند ،یک شهر بدون شهروند در مدت کمی به علفزار تبدیل می شود در حالی که یک شهروند بدون شهر می تواند یک شهر را بسازد. ![]() -سر مشق های اب بابا یادمان رفت ،رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت ، شعر خدای مهربان را حفظ کردیم ،اما خدای مهربان را یادمان رفت. ![]() -انسان بودن یعنی این که وقتی با کسی مشتاقانه کوهی را بالا رفتی اما اگر بالای قله حس کردی که ازش بی نیازشدی یادت نره که اون پایین چقدر بهش نیاز داشتی! ![]() ![]() ![]() اين تصوير برگرفته از وبلاگ(بزچلوريشه درتاريخ)
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ساعت ۶:۵۱ ب.ظ  توسط حسین ینگی ملکی
|
|